مدرسه ی ساخت روبات ، در سایت میتوانید آموزشهایی در مورد روباتها پیدا کنید.
آنلاین انتخاب گرهای جی کوئری را ببینید و تست کنید.
به کمک این ابزار آنلاین می توانید به سادگی با Mode_Rewrite کار کرده و آدرس های سایت خود را مجازی کنید.این کار بر روی امنیت سایت نیز تاثیر + دارد.
با این سایت شما می توانید به صورت آنلاین تنضیمات دلخواه خود را بر روی فایل Htaccess اعمال کرده و این فایل را به سادگی بسازید.
باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم
یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم
هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم
بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم
بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم
من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
علی داوودی
منبع: آیات غمزده
|
+
موضوع : عمومی |
تاریخ
| ارسال نظر
بالاخره بعد از چند هفته تلاش اولین رباتم را ساختم. من هم بر اساس سنت موجود از تعقیب خط شروع کردم. معمولا کسانی که قصد شروع رباتیک را دارند از ربات های ساده ای مانند تعقیب خط شروع می کنند.( ربات تعقیب خط رباتی هست که یک خط سیاه را درون صفحه ای سفید رنگ دنبال می کند)
به طور کلی امروزه ساخت ربات ها ساده تر از قدیم شده است که دلیل اصلی آن هم متولد شدن میکرو کنترلر ها هست.
به عنوان مثال اگر به کیت های چشمک زن نگاه کنید می بینید که یک کیت چشمک زن ۴ تایی تشکلیل شده از تعدادی خازن و ترانزیستور و مقاومت که درک مدار آن برای افراد معمولی سخت می باشد. هر کسی نمی تواند بفهمد که کار این مدار به چه شکل است و به طور کل نمی تواند آن را تحلیل کرد.(برای افرادی که آشنایی کم به الکترونیک دارند)
اما با یک میکرو کنترل ساده و کوچک می توان یک چشمک زن چند تایی درست کرد که هیچ مدار پیچیده ای ندارد. و درک مدار آن برای افراد معمولی و نا آشنا با الکترونیک هم ساده می باشد.

و اما اساس کار این مدار که من طراحی کردم به این شکل هست که از خاصیت های رنگ سیاه و سفید در جذب نور استفاده شده است.
همانطور که می دانید رنگ سفید نور را منعکس می کند و رنگ سیاه بیشتر نور را جدب می کند.
برای تشخیص رنگ سیاه و سفید از گیرنده و فرستنده مادون قرمز استفاده می شود که فرستنده ی آن یک دیود نوری هست که نور مادون قرمز تولید می کند و گیرنده که فکر کنم ترانزیستوری هست مانند یک کلید عمل می کند و که در حالت عادی قطع است و زمانی که نور مادون قرمز به آن می تابد جریان را از خود عبور می دهد.
گیرنده و فرستنده در کنار هم قرار می گیرند و فرستنده نور را بر صفحه می تاباند و اگر صفحه رنگ سفید داشته باشد نور مادون قرمز را منعکس می کند و به گیرنده می رسد در نتیجه جریان را از خود عبور می دهد و در صورتی که صفحه سیاه باشد نور را جذب کرده و مقدار مادون قرمزی که به گیرنده می رسد خیلی ناچیز هست و جریان عبور نمی کند.
با این ویژگی به راحتی می توان ولتاژ دوسر گیرنده را در هر لحظه چک کرد و رنگ سفید یا سیاه را تشخیص داد.
ولتاژ دو سر گیرنده را به یک میکرو کنترلر می دهیم و با توجه به ورودی ها، موتورهای چپ و راست را روشن و خاموش می کنیم تا ربات در جهت خط قرار گیرد و خط سیاه را در صفحه سفید دنبال کند.
این رباتی که من الان ساختم هنوز یک ربات واقعی نشده، زیرا که هیچ حرکت مکانیکی هم نداره و فقط رنگ سیاه و سفید را تشخیص می دهد و روی بخش چپ و راست که جای موتور ها هست خروجی ۰ و ۱ می اندازه.
چون موتور ها جریان زیادی می کشند و نویز هم ایجاد می کنند فکر می کنم اگر آنها را مستقیم به میکرو و باتری آن متصل نمایم با مشکل مواجه می شوم برای همین باید از رله استفاده کنم که انشاالله در اولین فرصت آن را تکمیل کرده و بر روی یک ماشین کوچک قرار می دهم و بعد از تست اگر وقت شد تمامی قسمت ها و برنامه ی میکرو آن را توضیح می دهم. برای کسانی که مثل خودم علاقه دارند برای خودشون یک ربات بسازند اما مرجع مناسب پیدا نمی کنند.
اکثر آموزش هایی که در نت دیدم یا خیلی ناقص بودند و یا به کلی گویی بسنده کرده بودند.
اگر می خواهید خودتان ربات بسازید باید دست به کار شوید و با قطعات ساده به کار رفته در آن آشنا شوید و همراه با یک اهم متر و ولت متر آنها را تست کنید.
|
+
موضوع : برنامه نویسی, روباتیک |
تاریخ
| یک نظر
شعر معروف از حضرت امام خمینی (ره) و جواب آیت الله خامنهای (حفظ الله)

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم / چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس أناالحق بزدم / همچو منصور خریدار سردار شدم
غم دلدار فکنده است بجانم شرری / که بجان آمدم و شهره بازار شدم
در میخانه گشائید برویم شب و روز / که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم / خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد / از دم رند می آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم / من که با دست بت میکده بیدار شدم
روح الله الموسوی الخمینی
و این هم جواب حضرت آقا (حفظ الله) به این شعر:

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی / تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان / دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر / ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی / وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست / امت از گفته دربار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی / دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم / ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی
سیدعلی الحسینی الخامنه ای
اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلک …
به نقل از یک وبلاگ مذهبی نظامی
|
+
موضوع : عمومی |
تاریخ
| ۲ نظر
در کوی نیک نامی، ما را گذر ندادند…..
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی، تغییر ده قضا را
.
.
.
حلال کن اگه مردیم یا علی
…….
من چی باید جواب بدم؟؟؟؟
..
نمیدونم………………
به تاریخ دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۸ شب.
.
|
+
موضوع : عمومی |
تاریخ
| ارسال نظر
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
با سلام
بالاخره توی مشهد اینترنت پیدا کردم.
این چند روزه اینترنت قطعی داشت و برای انتخاب واحد هم با مشکل بر خوردم.
اما امشب بالاخره اومدم کافی نت تا این چند عکسی که از حرم گرفتم را بذارم.
برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب برید.

|
+
موضوع : عمومی, فتوبلاگ |
تاریخ
| ارسال نظر
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
سلام
بالاخره امتحانات تمام شد و یک ترم دیگه هم گذشت. این ترم خیلی وقت نکردم پست جدید بزنم.
چند تا برنامه آماده کردم که انشاالله در هفته های آینده ارسالشون میکنم.
برنامه های مربوط به درس طراحی الگوریتم که با رنج و مشقت و شب بیدار بودن نوشتم و آخر هم اون نمره ای که میخواستم را از استاد عزیز نگرفتم. اگر چه نمره ی خوبی بود اما اون که میخواستم نشد.
.
.
.
ای ساربان آهسته رو کارام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
.
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
.
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود
.
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
.
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود
.
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم میرود
.
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
.
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
کشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود
.
شب تا سحر مینغنوم و اندرز کس مینشنوم
وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود
.
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود
.
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم میرود
.
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
.
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بیوفا
طاقت نمیارم جفا کار از فغانم میرود
.
.
.
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولی به خون جگر شود
…
…
|
+
موضوع : عمومی |
تاریخ
| ۲ نظر
سه شنبه ۳-۹-۸۸ ساعت ۱۰:۵۰ بعد از کلاس نظریه.
- بیا یه لحظه کارت دارم
* من یا سعادت؟
(در راهرو طبقه دوم)
* با من چه کاری داری؟
- یه خواهشی ازت داشتم.
* چه خواهشی؟
- بچه ها بهم گفتن که میگی نه
* خوب فکر کنم درست بهت گفتن.
- میتونی جای من بری زبان ماشین امتحان بدی؟
* بچه ها بهت درست گفتن. نه نمیرم.
- ببین استادمون ترم اولشه درس میده کاری نداره
اصلا خودش گفته هرکی میانترم را بد دارد بالای برگه اش بنویسه ….
(x) میخواد جای یکی دیگه بره امتحان بده
* تو هم میتونی الان بری امتحان بدی و اگر بد شد بالای برگه ات بنویسی.
من جای کسی نمیرم روی جلسه امتحان.
- چرا به چه خاطر؟؟
* شرمنده ام. ببخشید من بالا یه کار کوچیک دارم باید برم الانه کلاسم هم شروع میشه.
- باشه
* شرمنده ام
- نه اشکال نداره
|
+
موضوع : عمومی |
تاریخ
| ۲ نظر