مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ، اَنْتَ الْمُعْطى‏ وَاَنَا السَّآئِلُ، وَهَلْ يَرْحَمُ السَّآئِلَ اِلَّا الْمُعْطى‏ ... مولاى من اى مولاى من تويى عطابخش و منم‏ سائل و آيا رحم كند بر سائل جز عطاكننده

 

 

در کوی نیک نامان، ما را گذر ندادند …

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند

گر تو نمی پسندی، تغییر ده قضا را

.

.

.

حلال کن اگه مردیم یا علی

…….

من چی باید جواب بدم؟؟؟؟

..

نمیدونم………………

به تاریخ دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۸ شب.

.

غزل حافظ

.

پی نوشت۱ :

ME: از این جمله چی برداشت میکنی؟
ME: در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند

گر تو نمی پسندی، تغییر ده قضا را

Milo: hichi too zehnam nemiyad
Milo: fek konam
Milo: mishe ye chizi too maye haye man o oon
Milo: migoftam to khoobi
Milo: man nistam
Milo: biya mano avaz kon
Milo: ta oonja ke to hasti betooni mano be hame neshoon bedi
Milo: begi in doostame

—————-

sajjad: به نظر من: هر بلایی سرت بیاد تقصیر خودته
sajjad: تغییر کن
sajjad: درسته؟

——–

پاسخگو: این شعر از حافظ شیرازی است
پاسخگو: ظاهرا
پاسخگو: و ظاهر این شعر مناجات نامه با خدا است
پاسخگو: که  جو روز گار همیشه مرا از کارهای خوب و ارزش مند دور نگهداشته است و
پاسخگو: ای خدا اگر این روند را قبول ندارید و مورد رضایت تو نیست
پاسخگو: سرنوشت را تغییر بده

——-

پی نوشت ۲:

شعری از علی داوودی

باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم

داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی | تاریخ | ارسال نظر



السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

با سلام

بالاخره توی مشهد اینترنت پیدا کردم.

این چند روزه اینترنت قطعی داشت و برای انتخاب واحد هم با مشکل بر خوردم.

اما امشب بالاخره اومدم کافی نت تا این چند عکسی که از حرم گرفتم را بذارم.

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب برید.

ادامه مطلب »

داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی, فتوبلاگ | تاریخ | ارسال نظر



او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

سلام
بالاخره امتحانات تمام شد و یک ترم دیگه هم گذشت. این ترم خیلی وقت نکردم پست جدید بزنم.
چند تا برنامه آماده کردم که انشاالله در هفته های آینده ارسالشون میکنم.
برنامه های مربوط به درس طراحی الگوریتم که با رنج و مشقت و شب بیدار بودن نوشتم و آخر هم اون نمره ای که میخواستم را از استاد عزیز نگرفتم. اگر چه نمره ی خوبی بود اما اون که میخواستم نشد.
.
.
.
ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

.
من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود
.
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود
.
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود
.
او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود
.
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود
.
با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود
.
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
کشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود
.
شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم
وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود
.
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود
.
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود

.
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

.
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا
طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود

.

.

.

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولی به خون جگر شود

داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی | تاریخ | ۲ نظر



حفاظت شده: من و خانه ی ارواح

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی | تاریخ | برای نمایش دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.



پاییز در حیاط خانه ما

پاییز در حیاط خانه ی ما…..

payeez1

Paeez2

داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی, فتوبلاگ | تاریخ | ۵ نظر



حفاظت شده: SMS jaleb

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی | تاریخ | برای نمایش دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.



بیا یه لحظه کارت دارم

سه شنبه ۳-۹-۸۸ ساعت ۱۰:۵۰ بعد از کلاس نظریه.

- بیا یه لحظه کارت دارم
* من یا سعادت؟
(در راهرو طبقه دوم)
* با من چه کاری داری؟
- یه خواهشی ازت داشتم.
* چه خواهشی؟
- بچه ها بهم گفتن که میگی نه
* خوب فکر کنم درست بهت گفتن.
- میتونی جای من بری زبان ماشین امتحان بدی؟
* بچه ها بهت درست گفتن. نه نمیرم.
- ببین استادمون ترم اولشه درس میده کاری نداره
اصلا خودش گفته هرکی میانترم را بد دارد بالای برگه اش بنویسه ….
(x) میخواد جای یکی دیگه بره امتحان بده

* تو هم میتونی الان بری امتحان بدی و اگر بد شد بالای برگه ات بنویسی.
من جای کسی نمیرم روی جلسه امتحان.
- چرا به چه خاطر؟؟
* شرمنده ام. ببخشید من بالا یه کار کوچیک دارم باید برم الانه کلاسم هم شروع میشه.
- باشه
* شرمنده ام
- نه اشکال نداره

داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی | تاریخ | ۲ نظر



مسافرت بین ترم

امروز در تاریخ پنج شنبه ۲۱ آبان بعد از گذشت یک ماه و ۱۷ روز از خوابگاه(زندان دانشگاه آزاد نجف آباد) بیرون اومدم.

زندگی توی خوابگاه واقعا سخت و زجر آوره . به خصوص اگر جایی باشی که از شهر دوری و ساعت ۸ شب به بعد اجازه بیرون رفتن از خوابگاه را نداشته باشی (به جز شرایط خاص) و هیچ سرگرمی هم جز یک کامپیوتر نداری.

قبل از رفتن به خوابگاه کلی هدف داری با کلی برنامه برای رسیدن به اهدافت که قصد داری با تمام توان پیش بری و به اهدافت برسی ، اما همین که یک هفته در خوابگاه ماندی همه چیز را از یاد میبری و هیچ انرژی و انگیزه ای برای رسیدن به اهدافت را نداری.

همین که یک فرصتی پیدا بشه و از خوابگاه بیرون بیای دوباره پر از انرژی می شوی و اما چه فایده وقتی که قرار است دوباره به خوابگاه برگردی و در همان محیط زندگی کنی.

امروز صبح اینقدر روبروی آینه ی کنار دفتر سرپرستی موندم که سرپرست با یک لحن خیلی خودمانی گفت : “امیر فکر کنم امروز یه خبرایی هست”.

البته حق داشت. چون یک بار قبل از رفتن کلاس اومدم کلی جلوی آینه موندم و دیدم یقه پیراهنم خیلی بد فرم شده و برگشتم و پیراهنم را عوض کردم و دوباره برگشتم جلوی آینه این بار که من را دید دیگه راستی راستی فکر کرده بود یه خبرایی هست. داشتم از در بیرون میرفتم که اون جمله را بهم گفت . با اینکه خیلی دیرم شده بود و آخر هم به اتوبوس نریسیدم اما ترجیح دادم برگردم و براش توضیح بدم که قراره ظهر بعد از کلاس به شهر کرد بریم.
ادامه مطلب »

داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی | تاریخ | ۴ نظر



یک پروژه کامل سوکت نویسی (کلاینت)

سلام

در ۴ پست گذشته  از بخش برنامه نویسی ++c در مورد اینکه سوکت نویسی برای چی هست و چطوری برنامه نویسی سوکت انجام بدیم توضیح داد.

امروز یک پروژه ی کامل از سوکت نویسی در ++Visual C قرار میدهم.

در این پروژه یک کلاینت نوشتم که اطلاعاتی را از یک فایل میخواند و به پورت ۸۰ یک آی پی (پروتکل http ) ارسال میکند و نتیجه را در فایل دیگری مینویسد.

آدرس آی پی و نام فایل ورودی و نام فایل خروجی با آرگومانهای خط فرمان گرفته میشوند .

این برنامه بر اساس پروتوکل http نوشته شده . بنابرین هر خط باید با r\n\ به پایان رسد و آخر دستورات هم با یک خط خالی مشخص میشود.

از این برنامه به راحتی میتوانید به عنوان یک مرورگر استفاده کنید و خروجی صفحات یک سایت را گرفته و پردازش کرد.

حوصله نوشتن توضیحات بیشتر را ندارم بنابرین اگر جایی ابهامی هست در بخش نظرات مطرح کنید تا جواب بدم.

لینک دانلود پروژه

داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : برنامه نویسی, سی پلاس پلاس | تاریخ | ۴ نظر



جواب یک استفتاء جالب

سلام به همه

چند مدت پیش داشتم توی اینترنت چرخ میزدم که وارد سایت آیت الله روحانی شدم.

همینطور که داشتم صفحه اول را میدیدم یک استفتاء جالب دیدم با این عنوان:

سؤال: آیا ناسزا گفتن و فحش دادن به مرجع تقلید به این دلیل که درباره‏انقلاب یا اشخاص، حرف هایى زده است جایز است؟

جواب: ج: ج: هو العالم؛ در صورتى که اصل حکومت اسلامى را اهانت‏نکند، بلکه متعرض مسؤولین بشود به این جهت که بر طبق‏دستورات اسلامى عمل نمى‏کنند جائز نیست.

لینک استفتاء

یه چیز جالب در جواب این استفتاء دیدم::

اگر قسمت های اضافی جواب را حذف کنیم :

“در صورتی که اصل حکومت اسلامی را اهانت نکند ، جایز نیست”

یک سوال برای من پیش آمد که:

آیا اگر اهانت کند ، جایز است؟؟؟

برای همین در بخش استفتاء این سوال را پرسیدم.

امروز که ایمیلم را چک کردم دیدم جواب استفتاء اومده .

estefta

.

من که دقیق نفهمیدم جوابم چی شده.

داغ کن - کلوب دات کام | + موضوع : عمومی | تاریخ | یک نظر