او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
سلام
بالاخره امتحانات تمام شد و یک ترم دیگه هم گذشت. این ترم خیلی وقت نکردم پست جدید بزنم.
چند تا برنامه آماده کردم که انشاالله در هفته های آینده ارسالشون میکنم.
برنامه های مربوط به درس طراحی الگوریتم که با رنج و مشقت و شب بیدار بودن نوشتم و آخر هم اون نمره ای که میخواستم را از استاد عزیز نگرفتم. اگر چه نمره ی خوبی بود اما اون که میخواستم نشد.
.
.
.
ای ساربان آهسته رو کارام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
.
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
.
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود
.
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
.
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود
.
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم میرود
.
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
.
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
کشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود
.
شب تا سحر مینغنوم و اندرز کس مینشنوم
وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود
.
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود
.
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم میرود
.
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
.
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بیوفا
طاقت نمیارم جفا کار از فغانم میرود
.
.
.
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولی به خون جگر شود
…
…
|
+
موضوع : عمومی |
تاریخ
| ۲ نظر
نیازمند کمک
سلام مهندس امیر
این مشکل ما تو پروژه شبکه حل نشد!
نمیشه شما یه زمانی رو مشخص کنین که با هم on بشیم تا شاید با توضیحات شما مشکلمون حل بشه!
آبجی(z)
سلام داداشی
به سلامتی امتحانات تموم شد، ان شا الله موفق باشی. شنیدم بازم قصد سفر داری! بازم تعطیلات بین ترم پرید ؟ بازم نمی بینیمت؟
دعا یادت نره
خدا حافظ