شعر معروف از حضرت امام خمینی (ره) و جواب آیت الله خامنهای (حفظ الله)

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم / چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس أناالحق بزدم / همچو منصور خریدار سردار شدم
غم دلدار فکنده است بجانم شرری / که بجان آمدم و شهره بازار شدم
در میخانه گشائید برویم شب و روز / که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم / خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد / از دم رند می آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم / من که با دست بت میکده بیدار شدم
روح الله الموسوی الخمینی
و این هم جواب حضرت آقا (حفظ الله) به این شعر:

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی / تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان / دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر / ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی / وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست / امت از گفته دربار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی / دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم / ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی
سیدعلی الحسینی الخامنه ای
اللهم الرزقنا توفیق جهاد فی سبیلک …
به نقل از یک وبلاگ مذهبی نظامی
|
+
موضوع : عمومی |
تاریخ
| ۳ نظر
سید رضا
فکر کنم این رو قبلا هم آورده بودی؟؟؟
در ضمن این شعر منتسب به رهبر معظم انقلابه
فکر کنم و احتمال می دم معظم له انتساب این شعر به محضرشون رو درست نداستند!!!